تبلیغات
Resident evil - شخصیت های فرعی
Resident evil

شخصیت های فرعی

دوشنبه 29 اسفند 1390

یدا ونگ ریذینت اویل 1.2.4

Ada Wong Resident Evil 4.jpg

زادروز ۱۹۷۴
گروه خون AB
جنسیت زن
نژاد چینی-آمریکایی
وضعیت زنده
حضور رزیدنت ایول ۲، رزیدنت ایول ۴
خالق(ها) نوبورو سوگیمورا
طراح(ها) ایسائو اوهیشی
صداپیشه(ها) سالی کاهیل(RE2, RE4, TDC)
مگان هالینگشد(UC)
موشن کپچر مایوکو ماریکا



ایدا وانگ اویل 4

ایدا وانگ (به انگلیسی: Ada Wong) و (به ژاپنی: エイダ・ウォン Eida Won) یک شخصیت ساختگی در سری بازی‌های ویدئویی رزیدنت ایول است. او در جریان داستان‌های این بازی، به عنوان یک جاسوس، عضوی از تشکیلاتی مخفی موسوم به سازمان است. تشکیلاتی که به عنوان رقیب شرکت آمبرلا فعالیت می‌کرد. این شرکت نیز همانند آمبرلا، در پی هدف‌هایی چون تولید سلاح‌های بیولوژیکی بود و ایدا وانگ، به عنوان یک شخصیت منفی، جاسوسی مورد اعتماد و کاردان برای این تشکیلات مخفی بود.[۱]

ایدا وانگ در بازی‌هایی چون رزیدنت ایول ۲، رزیدنت ایول ۴، رزیدنت ایول: تاریخچه آمبرلا و رزیدنت ایول: تاریخچه تاریکی حضور فیزیکی داشته است. شخصیت او نخستین بار توسط نوبورو سوگیمورا مطرح و توسط ایسائو اوهیشی در بازی رزیدنت ایول ۲) طراحی شد. صداگذاری این شخصیت را در سه بازی رزیدنت ایول ۲، رزیدنت ایول ۴ و رزیدنت ایول: تاریخچه تاریکی، سالی کاهیل (به انگلیسی: Sally Cahill) انجام داد.

ایدا وانگ در سری رزیدنت ایول، یک شخصیت منفی است. او در سال ۱۹۷۴ از پدر و مادری چینی - امریکایی متولد شد و به دلایلی نامشخص (دلایل شخصی) به عضویت سازمان مخفی در آمد. او در این سری، به جاسوس قرمزپوش معروف است.[۲]



معرفی

ریذینت اویل1

از شخصیت ایدا وانگ در یک پرونده در بازی رزیدنت ایول نام برده شده است. ایدا درحقیقت از طرف سازمان مخفی ماموریت یافت تا وارد آزمایشگاه زیرزمینی آمبرلا در شهر راکون شده تا اطلاعات سری آنجا را برای سازمان مخفی جمع‌آوری کند. برای این منظور، او با ریختن یک طرح دوستی با سرمحقق آن آزمایشگاه، یعنی جان(به انگلیسی: john)، این هدف را برای سازمان مخفی عملی سازد. او در این کار موفق بود و جان به او علاقمند شد، به نوعی که رمزعبور رایانه شخصی خود را، که دارای اطلاعات محرمانه مهمی بود، به نام ایدا، نام‌گذاری کند. جان، در جریان طغیان ویروس تی در کوهستان آرکلی، کشته شد. او نامه‌ای برای ایدا نوشت که هرگز توسط او خوانده نشد، زیرا ایدا در آن زمان در شهر راکون حضور نداشت

ریذینت اویل 2


ماموریت ایدا وانگ در داستان این بازی، پیدا کردن نمونه ویروس جی (به انگلیسی: G-Virus) بود که توسط ویلیام برکین کشف شده بود. او این بار نیز از طرف سازمان مخفی این مامریت را برعهده داشت. اما در این ماموریت، ایدا از همراهی دورادور آلبرت وسکر نیز بهره می‌برد. وسکر پس از مرگ نمایشی در بازی رزیدنت ایول ۱، از آمبرلا جدا شد و به سازمان مخفی پیوست. از دیدگاه سازمان، وسکر بهترین راهنما برای ایدا در این ماموریت بود. ایدا وانگ پس از ورود به شهر، با طغیان شهر راکون مواجه شد. ویروس تی در جریان یک اشتباه وحشتناک، در شهر راکون شیوع یافته و شهروندان را به زامبی‌هایی خون‌آشام مبدل کرده بود.
ایدا درچنین شرایطی باید ویروس جی را به دست می‌اورد. او درجریان این تلاش با لیان اس کندی مواجه شد. لیان یک پلیس تازه کار بود که درنخستین روز کاری خود با طغیان شهر راکون روبه‌رو شد. ایدا ماهیت جاسوسی خود را از لیان پنهان نگاه داشت تا از او به عنوان یک وسیله، برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند. سرانجام نیز موفق به این کار شد و نمونه ویروس جی را با کمک‌های لیان، از گردنبند شری برکین دختر ویلیام برکین به دست آورد. او این رخداد را از دید لیان مخفی نگاه داشت. ایدا وانگ در خروج لیان از شهر نیز به او کمک کرد و خود نیز پیش از انهدام شهر توسط بمب هسته‌ای با بالگردی از جانب مأمور آمبرلا از شهر خارج شد.

ریذینت اویل 4


پس از شش سال از رخدادهای شهر راکون، سازمان مخفی، ماموریت دیگری را برای ایدا وانگ درنظر گرفت. ایدا این‌بار باید به اسپانیا رفته و نمونه‌ی یک جهش‌زای جدید را برای سازمان، تهیه کند. این نمونه‌ی جهش‌زا که دارای ماهیتی انگلی است، توسط گروهی مذهبی به نام لوس ایلامینادوس به کار برده می‌شود. لوس ایلامینادوس، یک آیین محلی به سرکردگی اسموند سدلر بود. آن‌ها از این انگل، برای گسترش مذهب و عقیده‌های خود استفاده می‌کردند. وجود این انگل در بدن جاندار، او را به پیروی از یکی از رهبران گروه وادار می‌کرد. سازمان مخفی، پیش از ایدا، جاسوسی به نام جک کراوزر را به این ماموریت فرستاد، اما کراوزر به سازمان خیانت کرد و به پیروی از سدلر پرداخت.
ایدا در آغاز ورود خود به روستای اسپانیایی، با لیان مواجه شد. این اتفاق پیش‌بینی نشده، به دلیل ربوده شدن دختر رئیس جمهور آمریکا رخ داد. لیان که عضوی از نیروهای محافظت از رئیس جمهور بود، به منظور نجات دختر رئیس جمهور، وارد این روستا شده بود. ایدا تا مدتی خود را از دید لیان مخفی نگاه داشت اما در همین مدت او را در رسیدن به هدفش یاری می‌کرد. اما درادامه خود را به لیان نشان داد. او باز هم در این فکر بود تا از لیان برای پیشبرد اهدافش سود جسته و با استفاده از او به نمونه انگل دست یابد. آلبرت وسکر در این ماموریت نیز راهنمای ایدا بود. سرانجام ایدا با کمک مستقیم لیان، موفق به تصاحب نمونه انگل لاس پلاگاس شد و اسپانیا را ترک کرد.[۳][۱]


سجاد نظر یاد تون نره....


foot pain and swelling
یکشنبه 11 تیر 1396 04:44 ق.ظ
Hi there, You have performed a fantastic job.
I will certainly digg it and individually recommend to my friends.
I am sure they'll be benefited from this web site.
foot pain causes
پنجشنبه 1 تیر 1396 11:02 ب.ظ
Hello, Neat post. There's a problem along with your site in internet explorer,
could check this? IE still is the marketplace leader and
a big component of folks will leave out your fantastic writing due to this
problem.
eugeniebolig.blogas.lt
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 12:24 ق.ظ
Hmm is anyone else having problems with the images on this blog loading?
I'm trying to figure out if its a problem on my end
or if it's the blog. Any feed-back would be greatly appreciated.
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:51 ق.ظ
Hi there! This blog post couldn't be written much better!
Looking through this article reminds me of my previous roommate!

He always kept talking about this. I'll forward this article to him.
Pretty sure he's going to have a good read. Thank you for sharing!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:36 ق.ظ
Wow, fantastic blog layout! How long have you been blogging for?

you made blogging look easy. The overall look of your site is magnificent, let
alone the content!
احمد عابدی
چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 04:31 ب.ظ
این وبلاگ هنوز زنده ولی تو دیگه نیستی بیا نیگن بیا هنوز اویل زنده هست 2 سال وب سر پا مونده از سال 90 شروع شده تا الان بوده وبازدید کننده گان هم منمونم هنوز می این سر بزنید نظر هم بدهید خودم فراموش کردم رمزم چی بوده ولی شما نظر بدهید میام....نیگن تو نیستس کجا بیا
Negin
سه شنبه 1 فروردین 1391 09:05 ب.ظ
واییییییی
از همون اولشم عاشقه ادا بودم
خیلی باحال بود
هم زرنگ بود هم خوشگللللللل
قسمتایی كه باهاش بازی میكردم رو خیلی دوست داشتمممممم
لیونم خیلی دوسش داشتتتتت
تو آخر اویل چهارم به اشلی گفت
ادا پاره ای از تنمه كه نمیتونم بزارم بره
اصلا فكر نمیكردم زنده باشه
خیلی ممنونم سجاد جان وبت فوق العادست
پاسخ sajad sarfaraz : ممنون عزیزیم اشکار منم خوشحال هستم که زنده هست راستی یاد باشه که شماره 4 داره دنبالشه می اید 4نیم هست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
نظرسنجی
    کدام ریذنت اویل بهتر است و دوست دارید ؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها